تبليغاتX
پی اچ تی
نمي بازم به بي رنگي ، به کوه و معبر سنگي به پائيز و غروب عصر دلتنگي نمي بازم
نمي سازم من خاکي ، سرايي با دل شاکي تو دنيايي که خالي مونده از پاکي نمي سازم

کاریمی آسمان تعریف میکند :

دیگو با دریا آشنا نبود .سانتیاگو کوادلوف او را برد تا اقیانوس را کشف کنند .روزها به سوی جنوب سفر کردند .یک روز عصر ، سانتیاگو به دیگو گفت :پشت آن تپه ها ، دریاست .

قلب پسرک از هیجان تپید و بی آنکه منتظر کسی بماند ، به میان شن ها دوید و ناگهان در برابر اقیانوس بود.

چنان عظیم بود ، چنان درخشان بود که پسرک گنگ ماند . وقتی صدایش را باز یافت ، فریاد زد : چقدر بزرگ است  ! کمک ام کن تا نگاهش کنم !

و استاد چنین تفسیر میکند :

همانطور که هیچ کس نمیتواند به ما کمک کند تا اقیانوس را بنگریم ، نمیتوانیم از چشمهای هیچ کس برای فهمیدن و تمییز آنچه بر ما رخ میدهد یاری بجوییم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:11  توسط pht | 

مجرا سازی فرآیند تماس انرژی درونی و بیرونی است.

شیوه ای را شرح میدهم که معمولاً به کار میرود و حدود 10 دقیقه طول میکشد.

جای آرامی بنشینید ، بهتر است پایان روز و هنگام خستگی باشد.چشمهاتان را ببندید ، به هر چه میل دارید ، بیندیشید .کمی بعد ، دعا کنید . پرتوی از نور الهی ، از شما محافظت و به شما یاری میکند.سپس حرف بزنید :در واژهاتان به دنبال منطقی نباشید ، وبه آواهای دهانتان گوش بدهید.پس از تقریباً یک هفته ، آواها کم کم به واژه ها و واژه ها به عبارتها تبدیل میشوند و فرشتهٔ شما این مجرا را برای برقراری ارتباط با شما به کار میگیرید .سازش های لازم را با خود انجام دهید ، و با نظم و ترتیب تمرین کنید .هرگز در طی یک مجراسازی ، هشیاری خود را به کار نبرید ؛ چون نا لازم و خطرناک است .

یک جهان روحانی هست – در برقراری رابطه با این جهان بکوشید.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط pht | 

مبارزه را بپذیرید و فراموش نکنید : در زندگی لحظه هایی هست که بیشتر نیازمند شجاعت ایم تا احتیاط .بعضی تصمیمها نیازمند آتش هیجان هستند.بنابراین ،‌عادت کرده ایم بگوییم : آرامش لازم است .باید برای این تصمیم آماده باشم.

هیچ کس نمیتواند خودش را مستقیماً برای چیزی آماده کند .مسایل زیادی هستند که میتوان آنها را برنامه ریزی کرد ، اما هیچ کدام از این برنامه ها ،‌بهتر از برنامه هایی نیستند که خود زندگی به ما پیشنهاد میکند.ماجراجویی – که در آن همه چیز برای یاری ما بسیج میشود تا جهشی عظیم از فراز یک مغاک کنیم – همواره ناگهانی رخ میدهد و خیلی زود میگذرد.رخ داد این ماجرا ، حاصل عملی نامرئی است که انجام داده ایم ،‌بی آنکه رویش حساب کرده باشیم . باید آن را بقاپیم یا رها کنیم .روشن است که شاید در مغاک سقوط کنیم .اما در این زندگی ، چه چیزی خطر بار نیست؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 17:55  توسط pht | 

مارسیا فرریاس داستان مردی را به یاد میآورد که به سقراط نزدیک شد و گفت :

-          از آنجا که بسیار با شما دوست هستم، لازم است چیزی را بگویم!

سقراط گفت:

-         صبر کن ! آیا سه آزمون را گذرانده ای ؟

 نخستین آزمون را انجام داده ای ؟ آیا میدانی که آن چه به من میگویی حقیقت دارد؟

خوب مطمئن نیستم اما شنیده ام که میگویند...

 

 آيا آزمون دوم را انجام داده ای ؟ آزمون خوبی را .آیا گفتهٔ تو برای من خوب است؟

نه... کاملاً بر عکس...

 

اگر آزمون حقیقت و خوبی را انجام نداده ای،پس حتماً آزمون فایده راانجام نداده ای .

 آنچه میخواهی برایم بگویی ، مفید است؟

 

مرد گفت :مفید؟خوب ،مفید نیست.

فیلسوف با لبخند نتیجه گرفت :

اگر موضوع نه حقیقت دارد ، نه خوب است و نه مفید، بهت است خود را نگرانش نکنی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:10  توسط pht | 

وقتی کار بر روی چیزی را آغاز میکنید ٰ همواره جریان مخالفی در برابر شما وجود خواهد داشت.اگر بتوانید از دشواریهای نخستین عبور کنید ٰ آن جریان مخالف تقویت خواهد شد.

باید از این امر بهره بگیرید .میل به جلب رضایت تمام مردم دنیا باعث پیشرفت نمیشود.تنها میان حالان در این امر موفق میشوند و حتا همین هم مشروط به قربانی های شخصی بسیار است.

 

نیز نفرت یا بیزاری از کسی که شمار را دوست ندارد  ٰ شمار را پیش نخواهدبرد.مطمئن باشید که این نیز بخشی از کار است.

 

از انرِژی جریان مخالف برای پرورش اراده خود استفاده کنید تادر آنچه میکنید ٰ عمیقتر و جدیتر باشید ٰ آن را بپذیرید.

در همین حالٰ اگر این جریان شما را از راه خود جدا کرد ٰ به خاطر آن است که این راه مناسب شما نیست.در این صورت تنها دست خود خداوند میتوانسته این جریان مخالف را خلق کرده باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 15:35  توسط pht | 

سقراط فیلسوف را که انقلابی حقیقی در اندیشه بشری برانگیخت(و به همین دلیل به مرگ محکوم شد)، همواره مشغول قدم زدن در بازار اصلی شهر میدیدند.

یک روز ، یکی از شاگردانش پرسید:استاد،ازشما آموختیم که یک حکیم ، زندگی ساده دارد.شما حتا یک جفت کفش از خود ندارید.سقراط پاسخ داد :درست است.

شاگرد ادامه داد:با این حال ، هر روز شما را در بازار شهر ، و در حال تحسین کالاها میبینیم.آیا اجازه میدهید پولی جمع کنیم تا بتوانید چیزی بخرید؟

سقراط پاسخ داد:هر چه را که میخواهم دارم .اما عاشق این هستم که به بازار بروم تا ببینم آِِیا بدون این چیزها همچنان خشنود خواهم ماند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:28  توسط pht | 

آنا سینترا تعریف میکند که پسر کوچکش با کنجکاوی کسی که واژه جدیدی را میشنود  ، اما هنوز معنای آن را نمیفهمد – از او میپرسد:

-          مامان پیری یعنی چه؟

آنا پیش از اینکه پاسخ بدهد ، در کمتر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد و لحظات مبارزه ، دشواری ها و نومیدیهای خویش را  به یاد آورد و تمام بار پیری  و مسئولیت را بر شانه هایش احساس کرد.چشمهایش را به سوی پسرش گرداند که خندان  ، منتظر پاسخی بود.آنا گفت پسرم ، به صورت من نگاه کن .این پیری است .

و پسر چروکهای آن صورت و اندوه چشم ها را تماشا کرد .

چه باعث شد که پسرک تعجب نکند و پس از چند لحظه پاسخ بدهد :مامان !پیری چقدر قشنگ است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:59  توسط pht | 

شخصی به تانکردو نِوِس گفت که یکی از همکارانش از او مدام انتقاد میکند.تانکردو پاسخ داد :چطور؟من کمه تا به حال به او هیچ کمکی نکرده ام؟؟؟؟؟؟

همه ما ناسپاسی را تجربه کرده ایم .تانکردو با خوش خلقی و خردمندی با این موضوع برخورد کرد؛

اما دیگران اعتمادشان را به نوع بشر از دست میدهند و از انجام هر کاری برای دیگران سر باز میزنند.!!!

آیا دانستن اینکه این ماجرا فقط برای شما رخ نداده ، به شما کمک میکند؟امیدوارم چنین باشد.

چون اشخاص ناسپاس نمیتوانند سلوک ما را شکل دهند.اینان نمیتوانند شخصیت ما را بشناسند.

خداوند – که بنیان جهان حاصل نظر اوست ، و اوست یگانه سرایندۀ این جهان – هرگز ناسپاسی ما را به یاد نمی سپرد . بگذاریم این را بفهمیم؛بگذارید به تلاش خود در سلوک به شیوه ای که میخواهیم ، ادامه دهیم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:30  توسط pht | 

 

همراه با مبیوس تصویرگر کتاب کیمیاگر در فرانسه ، با اتومبیل سفر میکردیم.باران میبارد و مبیوس روی شیشه های بخار گرفته نقاشی میکند.میگوید:

در موارد خاصی ، بدبینی میتواند نیروی عظیمی برای دگرگونی باشد.مردمان با تشخیص بیشتری از جنبه تاریک زندگی به قعر چاه میرسند.اما در میان تاریکی مطلق – حادثه آرام بخشی رخ خواهد داد.میدانند نمیتوانند از این پایین تر بروند .تنها یک راه برای آنها باقی میماند.آغاز به صعود .سپس ارزشها دگرگون میشوند و امید دوباره زاده میشودو راه بازگشت همراه با آگاهی طی میشود.

!!!!!!!

به عقیده من در این فرآیند خطرات عظیمی نهفته است.اگر سوسوی نوری را دیدیم (نشانه) بهتر است همه چیز را رها کنیم و به سوی آن برویم .اما مبیوس طور دیگری میاندیشیدو تصمیم گرفتم نظر او را در اینجا ثبت کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:51  توسط pht | 

همراه با مبیوس تصویرگر کتاب کیمیاگر در فرانسه ، با اتومبیل سفر میکردیم.باران میبارد و مبیوس روی شیشه های بخار گرفته نقاشی میکند.میگوید:

در موارد خاصی ، بدبینی میتواند نیروی عظیمی برای دگرگونی باشد.مردمان با تشخیص بیشتری از جنبه تاریک زندگی به قعر چاه میرسند.اما در میان تاریکی مطلق – حادثه آرام بخشی رخ خواهد داد.میدانند نمیتوانند از این پایین تر بروند .تنها یک راه برای آنها باقی میماند.آغاز به صعود .سپس ارزشها دگرگون میشوند و امید دوباره زاده میشودو راه بازگشت همراه با آگاهی طی میشود.

!!!!!!!

به عقیده من در این فرآیند خطرات عظیمی نهفته است.اگر سوسوی نوری را دیدیم (نشانه) بهتر است همه چیز را رها کنیم و به سوی آن برویم .اما مبیوس طور دیگری میاندیشیدو تصمیم گرفتم نظر او را در اینجا ثبت کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:49  توسط pht | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دنیای شیرین م.ص

نامم مریم و نام خانوادگیم صراف
ماموری است . متولد تهران و
ساکن پایتخت فرهنگی جهان
اسلامم . در رشته مهندسی
نرم افزار تحصیل میکنم .
به انیمیشن سازی علاقه دارم.
معرق و مینیاتور کاری بخشی از
هستی من ، خبرنگاری استعداد
شناخته شده ام ،خاطر مجموع
حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی
الگوی زندگیم میباشد .
در مورد عشق معتقدم :
خالق مهربان بندگانشو از
سر عشق آفریده .
در سیاست سکوت میکنم .
در عدالت
با قانون جنگل ستیری ندارم .
و در مورد طبیعت :
هر آنچه زمزمه گر بهار باشد
میستایم .

امّا
ترا هر گوهری گوید
مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است
اینکه نوری در جبین دارم


دید و بازدید
آخرشه
سیاست از زبونه یه دوست
یه استاد با مرام
آقایِ وکیل باشیِ بارانی
هانی
منصوره ومینایه عزیزم
NIIT SMART STUDENT
کوه خدا
نامه هایی برای ..
خنده و امید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
منابع دنیای شیرین
کیمیاگر
با تو حکایتی دگر
ورونیکا....
چهار فصل عشق شدن
هدیه
كنار رود پيدرا نشستم ..
دومین مکتوب
Google Page Rank - گوگل پیج رنک