تبليغاتX
پی اچ تی
نمي بازم به بي رنگي ، به کوه و معبر سنگي به پائيز و غروب عصر دلتنگي نمي بازم
نمي سازم من خاکي ، سرايي با دل شاکي تو دنيايي که خالي مونده از پاکي نمي سازم

دوست دارم از کیمیاگر بگم .

اینها رو مینویسم تا هیچ وقت فراموششون نکنم.

پسر چوپان قصه در زیر درختی کهنسال  در  محوطه یک کلیسای قدیمی برای بار دوم رویایی را میبیند.

او همه رنج سفر رو به خودش خریده تا 3 روز دیگر به شهر مورد نظرش و دختر مورد علاقش برسه.

اما ماجرا با تکرار رویت خواب عوض میشه.

در شهر بعد با پادشاهی که به نظر من همان نیروی اراده هر فرده برخورد میکنه و به راهنمایی او مفهوم دستیابی به رویای شخصی اش ، پایه ای اساسی میگیره و  به این ترتیب چوپان برای رسیدن به رویایی که همه وجودش بوده از دختربازرگان چشم پوشی میکنه.

رویای او رسیدن به گنجی بوده که در اهرام مصر نهفتست . که شاید اهرام تدبیری برای بیان تحمل رنج برای رسیدن به آرزوی شخصی تک تک ما  باشه.

چوپان میرود و در هر لحظه از سفر درسی به من میدهد.

عشق بدون احساس تملک...

نادیده گرفتن ترس...

قدرت تصمیم گیری..

شناخت نشانه ها ...

امید...

دست یابی به رویای شخصی......

گوش دادن به ندای قلبم...

که خوب تا این مکان همه آنچه یاد گرفتم رو بر صفحه این وبلاگ نقش بستم تا فراموش ...

 

همه ما به این یاد آوریها نیاز داریم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:40  توسط pht | 

 

 

نبايد اينطوري ميشد.شب عيدي همه منتظر يه جور عيدي از سوي بانوي خودشونن........

اما امثال هم باز شب ميلاد بانو ...

شكايتي ندارم ...اما دلم خيلي گرفته ...باز همون سكوت دردآور سراغم اومده ....

هر چند ميخندم .كاشكي ميتونستم فرياد بزنم ...

بانو. بانو.بانو با من هستي؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 19:4  توسط pht | 
بانوی من میلادت مبارک.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 10:18  توسط pht | 

 

*و اين را عشق مينامند:عشق ورزيدن به معناي آن است كه ميتواني در جهان آفرينش هر چيزي باشي. هنگامي كه عشق مي ورزيم هيچ نيازي به درك كردن آنچه رخ ميدهد نداريم .چون همه چيز در درون ما رخ ميدهد.

 

**عشق نيرويي است كه روح جهان را استحاله ميبخشد و بهتر ميكند .هنگامي كه براي نخستين بار به درون آن نفوذ كردم گمان كردم كامل است .اما ديدم كه او بازتابي از تمام موجودات است و جنگها و سوداهاي خود را دارد .ما هستيم كه روح جهان را تعذيه ميكنيم و زميني كه بر آن ميزييم بهتر يا بدتر ميشود ،اگر ما بهتر يا بدتر شويم .اينجاست كه نيروي عشق وارد ميشود ،چون تا زماني كه عشق بورزيم ،همواره آرزومنديم بهتر از آن باشيم كه هستيم .

 

***كسي كه افسانه شخصي اش را ميزيد هر آنچه را كه بايد ميداند ، تنها يك چيز ميتواند يك رويا را به ناممكن تبديل كند ؛ ترس از شكست .

 

****در حال رسيدن به افسانه شخصي ات ميميري .اين بسيار بهتر از مردن هم چون ميليونها آدم ديگري است كه هرگز نميدانند افسانه شخصي وجود دارد .با اين وجود نگران نباش معمولا مرگ باعث ميشود آدم زندگي را بيشتر ا حساس كند .

 

*****خود را به نا اميدي تسليم مكن ،‌اين باعث ميشود نتواني با قلبت صحبت كني .

 

***وقتي ميكوشيم از آنچه هستيم بهتر باشيم همه چيز در پيرامون ما نيز بهتر ميشود .

 

**مشكل ما اين است كه تا به امروز تنها كاني ها و گياهان فهميده اند كه همه چيز يگانه است و براي همين بنايي نيست كه آهن با مس ، مس با طلا برابر باشد .هر يك وظيفه خود را در اين يگانگي انجام ميدهد و اگر دستي كه همه اينها را قلم زده در روز پنجم آفرينش باز ميماند ،همه چيز يك سنفوني صلح بود اما روز ششمي هم بود .

 

*هر چيزي كه يك بار رخ دهد ممكن است ديگر رخ ندهد اما چيزي كه دوبار رخ داد قطعا بار سوم نيز رخ ميدهد .

 

من موفقيتم را درك ميكنم .

 سعي دارم از شگفت انگيزترين پديده زندگي ام لذت ببرم : روابط انساني.

هرگز در هيچ مكاني احساس بيگانگي نميكنم  و  اين احساس بسيار دلپذيري است .

بايد از مرزهاي خود فراتر رفت تا توانست به اين معناي برتر دست يافت .

 

پائلو كوئليو .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 0:48  توسط pht | 

 

*هر انساني  بر روي زمين گنجي دارد كه انتظارش را ميكشد. با گذشت زمان ، چون انسان ها ديگر نميخواهند آنها را بيابند ،ما قلبها نيز عادت سخن گفتن از اين گنجها را از دست ميدهيم .تنها با جوانان درباره  آنها سخن ميگوييم . پس ميگذاريم زندگي هر يك از آنها را به سوي سرنوشت خويش هدايت كند . اما دريغ ، اندك افرادي راهي را كه براي آنها  تعيين شده را (افسانه شخصي) راه خوشبختي را پي ميگيرند بيشتر آنها جهان را چيزي تهديد كننده ميپندارند و به همين دليل جهان به چيزي تهديد كننده تبديل ميشود . آنگاه صداي  ما قلبها مدام آهسته و  آهسته تر ميشود . اما هرگز خاموش نميشويم . ميكوشيم حرفهامان شنيده نشود ، نميخواهيم آدمها به خاطر پيروي نكردن از قلبهاشان رنج بكشند .

 

* به قلبت اعتماد كن. قلبها هميشه به آدمها كمك ميكند.به كساني كه افسانه شخصيشان را ميزيند.

 

** براي آناني كه زبان جهان را ميجويند شجاعت مهم ترين موهبت است .

 

***هرگز آرام نبايد گرفت حتي اگر راهي دراز پيموده باشي .بايد به صحرا عشق ورزيد .اما هرگز نبايد يكسره به آن اعتماد كرد . چون صحرا براي تمامي انسانها يك آزمون است .هر گام را ميآزمايد و هر كسي را كه سرگشته بماند ميكشد .

 

**** همواره پيش از تحقق يافتن يك رويا روح جهان تصميم ميگيرد تمام آنچه را كه در طول طي طريق آموخته اي بيازمايد .اين را به خاطر بدخواهي نميكند ، به خاطر آن است كه بتوانيم همواره با رويامان بر درسهايي كه در مسير آموخته ايم هم تسلط يابيم. در اين لحظه است كه بخش عظيمي ازمردم منصرف ميشوند .چيزي است كه در زبان صحرا آن را مردن از تشنگي درست در لحظه اي كه نخلها در افق ظاهر ميشوند مينامند .

 

***** يك جستجو همواره با بخت تازه كارآغاز ميشود و همواره با اثبات فاتح بودن پايان ميگيرد.

 

****** زمزمه دريا در شنيدار صدف : دريا همچنان درون اين صدف ميماند چون اين افسانه شخصي اوست و هرگز او را ترك نميكند تا زماني كه صحرا بار ديگر از آب پوشيده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 15:53  توسط pht | 

به نداي قلبت گوش بسپر ، قلبت همه چيز را ميداند . چون روح جهان را ميبيند و يك روز نزدش باز ميگردد .

چرا بايد به نداي قلبمان گوش بسپريم ؟چون هرجا كه قلبت باشد گنجت همانجاست .

قلب من خيانت كار است نميخواهد ادامه دهد ، كيمياگر پاسخ داد : اين خوب است چون ثابت ميكند كه قلبت زنده است . طبيعي است كه از مبادله هر آنچه بدست آورديم با يك رويا بترسيم .

پرسيد پس چرا بايد به نداي قلبم گوش سپارم ؟

گفت :چون هرگز نميتواني خاموشش كني و حتي اگر وانمود كني به او گوش نميدهي باز هميشه در درون سينه ات به تكرار نظرش درباره زندگي و جهان ادامه ميدهد .

حتي اگر خيانتكار باشد ؟

خيانت ضربه اي است كه انتظارش را نداري.اگر قلبت را خوب بشناسي هرگز در اين كار موفق نميشود .چون روياها و تمناهايش را ميشناسي و شيوه كنار آمدن با آنها را مييابي . هيچ كس نميتواند از قلبش بگريزد .براي همين بهتر است آن چه را كه ميگويد بشنوي .بدين صورت هرگز ضربه اي را دريافت نميكني كه انتظارش را نداشته باشي .

قلبش گفت : حتي اگر اعتراض ميكنم به خاطر اين است كه قلب يك انسان هستم و قلب انسانها اينگونه است.از تحقق بخشيدن به بزرگترين روياهاشان ميترسند .چون گمان ميكند سزاوارشان نيستند يا نميتوانند به آنها تحقق بخشند . ما قلبها حتي از ترس انديشيدن به عشق هايي كه منجر به جدايي ابدي ميشوند ميميريم . از ترس انديشيدن به لحظه هايي كه ميتوانستند زيبا باشند و نبودند . از ترس انديشيدن به گنجهايي كه ميتوانستند كشف شوند و براي هميشه در شن ها مدفون ماندند .چون اگر چنين شود بسيار رنج ميبريم .

 قلب من از رنج ميترسد . به او بگو ترس از رنج از خود رنج بدتر است . ولي اينكه هيچ قلبي تا زماني كه در جست و جوي روياهايش باشد ،‌هرگز رنج نميبرد .چون هر لحظه جست و جو لحظه ملاقات با خداوند و ابديت است .

قلبش آغاز به سخن گفتن از روح جهان كرد . گفت : انسان خوشبخت ، انساني است كه خداوند را در درون خود دارد و ميتواند خوش بختي را در يك دانه ساده شن صحرا يافت . چون هر دانه شن ،
لحظه اي از آفرينش است و جهان ميلونها سال را صرف آفريدن آن كرده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 0:28  توسط pht | 

سلام من به مدينه به آستان رفيعش   به مسجد نبوي و به لاله هاي بقيعش

 

دقيقا همين ايام بود ، 11 تير ماه سال 1382 . مدينه . كنار بقيع .

كاش يك بار ديگه فرصت داشتم تا در صحن بين الحرمين كنار پنجره هاي بقيع مينشستم . سمت راستت گنبد سبز اما خاكي حرم پيغمبر و سمت چپ حرم امن 4 امام مظلوم . و همه اش در جستجوي يك گمشده !

 كاش باز ميتوانستم حُرم سوزان آفتاب منعكس شده بر ايوانهاي اطراف مسجد نبوي را بر جسم حقيرم  درك كنم .

به خدايي خدا كه مظلوميت اهل بيت را تنها در مدينه ميتوان يافت .

يا زهرا تو را به جان پدرت باري ديگر من . عزيزانم و همه دوستدارانت را به سوي خود فرا بخوان .

 

و صل الله علي محّمدا و علي اهلبت الطاهرين و رحمت الله و بركات .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 10:51  توسط pht | 

********چگونه میتوانیم آینده  را پیش بینی کنیم ؟ از راه نشانه ها «اکنون». راز آینده در«اکنون»است اگر به «اکنون»  توجه بسپاری میتوانی آن را بهتر کنی و اگر «اکنون» را بهتر کنی ، آن چه پس از آن رخ میدهد نیز بهتر میشود . آینده را فراموش کن و هر روز زندگی ات ر ا با تعالیم شرع مقدس و اعتماد به لطف پروردگار به فرزندانش بزی . هر روز ابدیت را در خود دارد .

 

*******بی آن که هرگز فهمیده باشی . عشق هیچ گاه انسانی را از دنبال کردن افسانه شخصی اش باز نمیدارد . اگر چنین شود به خاطر آن است که عشق تو ، عشقی راستین نبوده .

 

******چشم ها قدرت روح را آشکار میکنند .

 

*****انسانها بیشتر به بازگشت میاندیشد تا به رفتن ؟

اگر آنچه میابی از ماده ناب ساخته شده باشد هرگز فاسد نمیشود و میتوانی روزی باز گردی به هنگام بازگشت چیزی نمیابی اما با رفتن انفجاریک ستاره را دیده ای . و تنها همین ارزش تحمل را دارد .

 

****برای آموختن تنها یک روش وجود دارد ، عمل کردن . سفر هر آنچه را که باید بدانی به تو میآموزد.

 

****تاریک ترین ساعت ، پیش از طلوع خورشید فرا میرسد .

 

***یکی از قوانین ساده جهان : هنگامی که گنج های بزرگ پیش روی توست ، هرگز نمیفهمی . چرا که انسانها به گنج اعتقاد ندارند .

 

** به آنچه پشت سر گذارده ای نیندیش . همه چیز در روح جهان ثبت شده و برای همیشه در آن میماند .

 

*کسی که در افسانه شخصی دیگران دخالت کند هرگز افسانه شخصی خود را کشف نمیکنند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 14:34  توسط pht | 

******کسی که به صحرا پا میگذارد نمیتواند برگردد . وقتی نمیتوانیم برگردیم تنها باید به فکر بهترین روش ِ پیش رو باشیم .

 

********* این اصلی است که همه چیز را به حرکت در میآورد . در کیمیاگری آن را روح جهان مینامند . وقتی از ژرفای قلبت چیزی را بخواهی ، به روح جهان نزدیک تری .روح جهان همواره نیروی مثبتی است .کسی که این روح را درک کند زبان همه موجودات را درک میکند .

 

******** شما باید درباره جهان بیشتر بخوانید ،کتاب ها به کاروانها میمانند .

 

******* هر آنچه روی زمین یا زیرزمین است ، همواره در حال دگرگونی است . چون زمین زنده است و روحی دارد ما بخشی از این روح هستیم و میدانیم که همواره به نفع ما عمل میکند .

 

****** تنها پایداران تنها آنانی که بسیار پژوهش میکنند به اکسیر اعظم دست میابند .

 

***** به چیزی جز خوردن فکر نکن وقتی غذا میخوری . اگر راه میروی فقط  حرکت  کن . اگر ناچار شدی بجنگی آن روز هم مانند هر روز برای مردن خوب است .چون نه در گذشته باید زندگی کنی و نه در آینده . تنها اکنون را داشته باش . اکنون است که برایت جالب خواهد بود .اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی انسان شادی هستی . آن وقت است میفهمی که در صحرا زندگی هست ، که آسمان ستاره دارد و جهان یک جشن است . جشنی عظیم .چون همواره همان لحظه است که در آن میزیم . فقط در همان لحظه .

 

***** سکوت را از صحرا آموختم .

 

**** شاید خداوند صحرا را خلق کرد تا انسانها بتوانند با دیدن نخل تبسم کنند .

 

*** آسان است فهمیدن اینکه همواره کسی در جهان وجود دارد که انتظار دیگری را میکشد .

 

** باید عشق بدون احساس تملک را درک کنی .

 

* وقتی آدم عاشق باشد همه چیز معنای بیشتری میابد . 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 23:32  توسط pht | 

******** هیچ کس از ناشناخته ها نمیترسد ، چون هرکس قادر است هر آنچه را که میخواهد  و لازم دارد به دست آورد . تنها به خاطر از دست دادن چیزی میترسیم که داریم ، چه زندگی مان و چه کشت زارهامان . اما هنگامی که بفهمیم سرگذشت ما سرگذشت جهان هر دو توسط یک دست نوشته شده ان هراس مان را از دست خواهیم داد .

 

******* تصمیم ها تنها آغاز یک ماجرا هستند و هنگامی که آدم تصمیم میگیرد درحقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب میشود که او را به مکانی میبرد که در زمان تصمیم گیری خوابش را هم نمیدیده است .

 

****** آگاهی بیش از وقوع شیرجه ناگهانی روح درجریان کیهانی زندگی است . جایی که سرگذشت تمام انسانها به هم میپیوندند .و به این ترتیب میتوانیم همه چیز را بدانیم چون همه چیز نوشته شده است .

 

***** آدم هر چه به رویاهایش نزدیک تر میشود ، افسانه شخصی بیشتر به دلیل راستین زندگی اش تبدیل میشود .

 

**** هر برکتی که پذیرفته نشود نکبت میآورد.

 

*** مهم نیست چند بار باید دور بزنیم . کاروان همواره به سوی همان هدف حرکت میکند.

 

** صحرا بسیار عظیم است .افقها چنان دورند که آدمها احساس حقارت میکنند و خاموش میمانند.

 

*همه ما،گاهی اوقات نیاز داریم تا باپرداختن به کارهای بی ارزش ذهنمان را از افکار پلید پاک کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 10:31  توسط pht | 

بزرگترین دروغ جهان چیست ؟

این است : در لحظه مشخصی از زندگیم ، اختیارم را بر زندگی از دست بدهم و ار آن پس سرنوشت بر زندگی من فرمانروا میشود . این بزرگترین دروغ چهان است .

 

افسانه شخصی : چیزی است که همواره آرزوی انجامش رو دارم . همه آدم ها در آغاز جوانی میدانند افسانه شخصی شان چیست . در آن دوره زندگی همه چیز روشن است . همه چیز ممکن است  و آدم از رویا و آرزوی  آنچه که دوست داره در زندگی بکند نمیترسد . با این وجود با گذشت زمان نیرویی مرموز تلاش خود را به اثبات  آن که تحقق بخشیدن به افسانه شخصی غیر ممکن است ، آغاز میکند . 

 

نیروهای مرموز : نیروهایی هستند که ویران گر مینمایند . اما در حقیقت چگونگی تحقق بخشیدن به افسانه شخصی مان را به ما میآموزند . نیروهایی هستند که روح و اراده ما را آماده میکنند .چون در این سیاره یک حقیقت بزرگ وجود داره . هر که باشی و هر کار کنی وقتی چیزی را از ته دل طلب میکنی ، از این رو است که این خواسته در روح جهان متولد شده این ماموریت تو بر روی زمین است .

 

اصل مساعد : اگر برای نخستین بار ورق بازی کنی به یقین برنده میشوی . بخت تازه کارها . چون زندگی میخواهد که تو افسانه شخصیت را بزی. هنگامی که آرزوی چیزی را دارد ، سراسر کیهان همدست میشوند تا بتوانی این آرزو را تحقق باشی .

 

***روح جهان از خوشبختی تغذیه میشود و یا از بدبختی ، ناکامی و حسادت آنها . تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه آدمیان است . همه چیز تنها یک چیز است . همه چیز یگانه است .

 

**  گنج ها به وسیله سیلاب ها آشکار میشوند و توسط همین سیلاب ها مدفون میشوند .

 

* برای رسیدن به گنج خود باید از نشانه ها پیروی کنی خداوند راهی  را ک انسان باید بپیماید در جهان نوشته ، تنها باید آنچه را که برای تو نوشته شده بخوانی .

 

زبان نشانه ها رو از یاد مبر و فراتر از هرچیز فراموش نکن که تا پایان افسانه شخصیت پیش بروی .هرگز از رویاهایت دست نکش .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 10:47  توسط pht | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دنیای شیرین م.ص

نامم مریم و نام خانوادگیم صراف
ماموری است . متولد تهران و
ساکن پایتخت فرهنگی جهان
اسلامم . در رشته مهندسی
نرم افزار تحصیل میکنم .
به انیمیشن سازی علاقه دارم.
معرق و مینیاتور کاری بخشی از
هستی من ، خبرنگاری استعداد
شناخته شده ام ،خاطر مجموع
حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی
الگوی زندگیم میباشد .
در مورد عشق معتقدم :
خالق مهربان بندگانشو از
سر عشق آفریده .
در سیاست سکوت میکنم .
در عدالت
با قانون جنگل ستیری ندارم .
و در مورد طبیعت :
هر آنچه زمزمه گر بهار باشد
میستایم .

امّا
ترا هر گوهری گوید
مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است
اینکه نوری در جبین دارم


دید و بازدید
آخرشه
سیاست از زبونه یه دوست
یه استاد با مرام
آقایِ وکیل باشیِ بارانی
هانی
منصوره ومینایه عزیزم
NIIT SMART STUDENT
کوه خدا
نامه هایی برای ..
خنده و امید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
منابع دنیای شیرین
بریدا
کیمیاگر
با تو حکایتی دگر
ورونیکا....
چهار فصل عشق شدن
هدیه
كنار رود پيدرا نشستم ..
دومین مکتوب
Google Page Rank - گوگل پیج رنک