تبليغاتX
پی اچ تی
نمي بازم به بي رنگي ، به کوه و معبر سنگي به پائيز و غروب عصر دلتنگي نمي بازم
نمي سازم من خاکي ، سرايي با دل شاکي تو دنيايي که خالي مونده از پاکي نمي سازم

یک ضرب المثل قدیمی میگوید :

میمون پیر دست اش را داخل نارگیل نمیکند .

در هندوستان ، شکارگران برای شکار میمون سوراخ کوچکی در نارگیل ایجاد میکنند ، یک موز در آن میگذارند و زیر خاک پنهانش میکنند . میمون دست اش را داخل نارگیل میبرد و به موز چنگ میزند ، اما دیگر نمیتواند دست اش را بیرون بکشد ، چون مشت اش از دهانه سوراخ خارج نمیشود . فقط به خاطر این که حاضر نیست میوه را رها کند . در این جا میمون درگیر یک جنگ ناممکن معطل میماند و سرانجام شکار میشود .

همین ماجرا ، دقیقا در زندگی ما هم رخ میدهد . ضرورت دست یابی به چیزهای مختلف در زندگی ، ما را زندانی آن چیزها میکند . در حقیقت متوجه نیستیم که از دست دادن بخشی از چیزی ، بهتر است از دست دادن کل آن چیز .

در تله گرفتار میشویم ، اما از چیزی که به دست آورده ایم دست نمیکشیم . خودمان را عاقل میپنداریم (اما از ته دل میگویم ) میدانیم این رفتار یک جور حماقت است .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:15  توسط pht | 

یک پیشگو کیست ؟ فیلسوف معروف آگوستا دوفرانکو به گونه بسیار زیبایی هنر پیشگویی را که در درون وجود هر یک از ما وجود دارد تعریف میکند .

به گفته او ، یک پیشگو میتواند موقعیت های مشخصی را با بینش الهام گرفته از ایمان به خدا ، از قبل پیش بینی کند . هنگامیکه به پیشگویی میپردازیم ، وضعیتی را تعریف نمیکنیم که در آینده رخ خواهد داد . در حقیقت این امکان را برای خود -  و یا دیگران – ایجاد میکنیم که بهترین راه را برگزینیم . یک پیشگو پیش بینی نمیکند . بلکه آفرینش و پدیدار شدن آینده را تحریک میکند و به آن انگیزه میبخشد .

الهام ها و منویات الهی او ، راه گشای تحقق یافتن احتمالاتی در زندگی هستند و نتایج و عواقب اعمال ما را به ما یادآور میشوند ، و راه کارها و جایگزین های جدیدی را به ما پیشنهاد میکنند .

انسان میتواند آینده خودش را از پیش بسازد ، مشروط بر آنکه تصمیم به ادامه راهش بگیرد . برای این نیازمند آن است که از گذشته رها شود و از میان راه هایی که به او ارئه میشود بهترین را برگزیند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 17:28  توسط pht | 

شارون (یک نویسنده امریکایی)کتابی درباره یک صومعه بندیکتی نوشته و میگوید در این صومعه هر شب دعای شامگاهان خوانده میشود که سرودی است در امید قطعی به این که سیاهی شب گذراست و سپری خواهد شد .

- دعای شامگاهای در حقیقت نماد و یاد آور این ضرورت است که هنگام فرارسیدن شب ، باید به هم نزدیکتر باشیم و ادامه میدهد : جامعه از اکثر توانایی های ما که درگیر مشکلات شخصی مان هستیم  حداکثر بهره برداری را میکند . این فردگرایی ما را به سوی نومیدی و تنهایی میراند . هر چند وانمود میکنیم به توجه دیگران اهمیت نمیدهیم ، اما فقط یک حرکت مهربان کافی است تا آن حس خودپرستی و قهرمانانه ما سقوط کند .

من ترسی از وابستگی به دیگری ندارم : او هم به من نیازمند است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 8:52  توسط pht | 

 

شش ماه پیش ، ماشین لباس شویی مدل جدیدی خریدیم و ناچار شدیم سیستم لوله کشی جدیدی در سرویس بهداشتی پیاده کنیم .پس کف آشپزخانه را عوض کردیم و مجبور شدیم دیوار خانه را هم رنگ کنیم .سپس دریافتیم که سرویس بهداشتی زیباتر از خود آشپزخانه شده . برای بر طرف کردن این تضاد ، آشپزخانه را هم تعمیر کردیم . اما بعد دریافتیم سالن هم قدیمی است . بنابراین سالن را هم بازسازی کردیم ، و از اتاق نشیمن زیباتر و دلپذیر تر شد . برای همین ، اتاق نشیمن را هم بازسازی کردیم . در اندک زمانی ، جریان بازسازی به کل خانه سرایت کرد .

امیدوارم از این پس هر کس به خانه ام سر میزند ، نگاهی هم به زندگی ام بیندازد . نیز امیدوارم آمادگی لازم را برای پذیرش تمامی مسایل جدید و کوچک داشته باشم ، چون همواره این مسایل تازه و کوچک هستند که در میان تمامی چیزهایی که قصد تغییر و تعویض آنها را دارم ، نظرم را جلب میکنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:1  توسط pht | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دنیای شیرین م.ص

نامم مریم و نام خانوادگیم صراف
ماموری است . متولد تهران و
ساکن پایتخت فرهنگی جهان
اسلامم . در رشته مهندسی
نرم افزار تحصیل میکنم .
به انیمیشن سازی علاقه دارم.
معرق و مینیاتور کاری بخشی از
هستی من ، خبرنگاری استعداد
شناخته شده ام ،خاطر مجموع
حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی
الگوی زندگیم میباشد .
در مورد عشق معتقدم :
خالق مهربان بندگانشو از
سر عشق آفریده .
در سیاست سکوت میکنم .
در عدالت
با قانون جنگل ستیری ندارم .
و در مورد طبیعت :
هر آنچه زمزمه گر بهار باشد
میستایم .

امّا
ترا هر گوهری گوید
مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است
اینکه نوری در جبین دارم


دید و بازدید
آخرشه
سیاست از زبونه یه دوست
یه استاد با مرام
آقایِ وکیل باشیِ بارانی
هانی
منصوره ومینایه عزیزم
NIIT SMART STUDENT
کوه خدا
نامه هایی برای ..
خنده و امید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
منابع دنیای شیرین
بریدا
کیمیاگر
با تو حکایتی دگر
ورونیکا....
چهار فصل عشق شدن
هدیه
كنار رود پيدرا نشستم ..
دومین مکتوب
Google Page Rank - گوگل پیج رنک