![]() |
![]() |
|
|
|
|
نشانه های زندگی همچون نشانه های راهنمایی و رانندگی هستند: زمانی برای باز ایستادن و زمانی برای پیش رفتن وجود دارد. هنگامی که گم شده ایم ، جریان جاری را دنبال میکنیم – اما به چیزی که راه درست را به ما نشان میدهد ، توجه میسپریم . هنگامی که پیش روی ممنوع است ، همواره راهی برای دور زدن مانع وجود دارد. اما ، همانگونه که در مورد علایم راهنمایی و رانندگی نیز رخ میدهد – در بسیاری از موارد گمان میکنیم که فلان علامت راهنمایی به هیچ دردی نمیخورد؛و از آن پیروی نمیکنیم .یک بار ، دوبار ، از چراغ قرمز عبور میکنیم و هیچ حادثه ای رخ نمیدهد و به این رفتار عادت میکنیم – تا این که یک روز ... به همین دلیل مراقب باشید. در مورد آرزوهاتان بی پروا نباشید. بخت خود را در مورد مهملات امتحان نکنید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:6 توسط pht |
|
|
اسکار وایلد(نویسنده ، شاعر و نمایشنامه نویس ایرلندی و از پیشگامان جنبش "هنربرای هنر"،نویسنده "شاهزاده خوشبخت"،"خانه درخت انار"،"تصویر دوریان گری"،"بادبزن خانم ویندرمر"،"زن بی اهمیت"و "اهمیت ارنست بودن")میگوید: جامعه میتواند جنایتکاران را ببخشد ، اما هرگز یک رویا پرداز را نخواهد بخشید. اما قانون جهانی ما رابه رویا پردازی وادار میکند.باید همیشه این را در ذهن داشت. هرگز نباید از دیگری بپرسیم :در زندگیت چه میکنی؟پرسش یک انسان خردمند چنین خواهد بود: آیا به رویاهایت وفادار هستی؟ با گفتن این حرف ، او را در مسولیت پاسخ گویی قرار میدهیم.دیگران را وادار میکنیم به اهمیت حرکاتشان در زندگی بیندیشند .در اغتشاش روزمره ، مکثی ایجاد میکنیم و با هستی روبه رو میشویم.در برابر هر پرسش به پاسخی نیاز داریم. ما تجلی اندیشه خداوندیم. او انتظار دارد که زندگی ما سزاوار این باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 8:32 توسط pht |
|
|
مترجم سوئدیم هنگام شام ، تجربه های شخصی اش را از اردوگاه های جنگ اروپا برایم تعریف کرد: - در جنگ وهم قدرت را کشف کردیم .یک ژنرال میتواندبه هزاران نفر فرمان دهد و خود را مهم ترین انسان جهان احساس کند:اما این احساس فقط تا لحظه صدور فرمان حمله توسط او دوام میآورد.از آن پس ، قدرت او به تمامی محو میشود وبه دست سربازانی میافتد که هرگز ندیده بوده است به دست افسرانی که نامشان را نمیداند. یک فرمانده خوب میداند که قدرت وجود خارجی ندارد .استعداد یک فرمانده خوب در تبدیل کردن اراده های گوناگون به یک اراده واحد نهفته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 8:45 توسط pht |
|
|
دو استاد هندی عشق را چنین تعریف میکنند: نیسارگاداتا مهاراجه:رنج از آرزو میآید و احساس یگانگی هرگز نمیتواند سرکوب شود- آنچه سرکوب میشود، آرزوی باز شناختن است.این آرزو نیز همانند هرچیز کاملا ذهنی یک نیرنگ است. متن زیر بر دیواری در شهر بوئنس آیرس نوشته شدهو توسط فابیانا ریبولدی تفسیر شده است: اگر کسی را دوست دارید، آزادش بگذارید.اگر به سوی شما بازگشت ، به خاطر آن است که چنین بایسته بوده است .اگر باز نگشت، به خاطر آن است که چنین بایسته بوده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:33 توسط pht |
|
|
دو مرد کنار دریا قدم میزدند .یکی از آنها به خاطر مشکلات قلبی اش و توصیه پزشک بر این که صبح ها پیاده روی کند ، چنین میکرد .دیگری به این خاطر آنجا بود که پیاده روی یکی از بزرگترین لذتهای زندگی اش بود. مردی که مشکل قلبی داشت ، میگفت :کاش این پیاده روی زودتر تمام شود! قدم زدن در کنار دریا خسته کننده است! دیگری این تعبیر را نمیفهمد ؛در جهان او ، قدم زدن فرح بخش است. مردی که مشکل قلبی داشت ، میتوانست از آنچه در زندگی اش رخ داده بود ، بهره ببرد. هر فعالیت حاصل از عشق انگیزه ای برای لذت و تفریح است . اما نتوانست چنین کند؛ پیاده روی یک درمان پزشکی بود ، نه بیشتر .برای همین یک ساعت و نیم شادی به شکنجه و عذاب تبدیل میشود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:33 توسط pht |
|
|
در پارایبا با مردی بی سواد آشنا شدم که هیچ فرهنگی فراتر از سنت های شفاهی نداشت .در نیم ساعتی که با هم گذراندیم ، چیزهایی به من گفت که تنها استادان میگویند. در آپارتمانی در نیویورک ، نزدیک به پارک مرکزی ، با مردی آشنا شدم که به پنج زبان سخن میگفت .کتابخانه عظیمی درباره جادو داشت .سه ساعت باهم حرف زدیم و چیزهایی به من گفت که تنها شاگرد مدرسه ای ها میگویند. و روزی دیگر ، با مردی سواد و بی فرهنگ دیگری آشنا شدم که د طول نیم ساعت ، فقط چرند گفت. چنین چیزهایی برای شما هم رخ داده است وبنابراین ، کوشش برای گذاشتن قواعد یاپیش داوری فقط جست و جوی ما را با دشواری روبه رو میکند. گشوده بودن در برابر زندگی ، گشوده بودن در برابر همسایه . هنگامی که فرشته ما دیگران را برای فرستادن پیامی به سوی ما به کار میگیرد ، آنها را به شیوه ما بر نمی انگیزد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:41 توسط pht |
|
|
من واقعا نمیدونم این چند وقته چه طوری گذشت.یه شرایط جدید .دقیقا از نیمه شعبان سال گذشته.
یه واقعیتی که بود وهست اینه که من هنوز نتونستم خودم رو با شرایط جدید وفق بدم.هیجانات قبل و ماجراهای جدید از سر پائلو و کتاباش بر نداشتم اما جریانی که هست نمیتونم بنویسمشون .بیدرا هنوز منو دیوونه خودش نگه داشته و باز هم قصد دارم مرورش کنم. مکتوب ۲ رو هم که هنوز مطالبشو کامل ننوشتم اما مطمئنم که زودکی تمومش میکنم. راستی از همه دوستانی که برای مناسبتهای مختلف برام پیغامهای قشنگ گذاشتند ممنون .من شایسته این همه لطف وبزرگواری نیستم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:37 توسط pht |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیای شیرین م.ص
نامم مریم و نام خانوادگیم صراف ماموری است . متولد تهران و ساکن پایتخت فرهنگی جهان اسلامم . در رشته مهندسی نرم افزار تحصیل میکنم . به انیمیشن سازی علاقه دارم. معرق و مینیاتور کاری بخشی از هستی من ، خبرنگاری استعداد شناخته شده ام ،خاطر مجموع حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی الگوی زندگیم میباشد . در مورد عشق معتقدم : خالق مهربان بندگانشو از سر عشق آفریده . در سیاست سکوت میکنم . در عدالت با قانون جنگل ستیری ندارم . و در مورد طبیعت : هر آنچه زمزمه گر بهار باشد میستایم . امّا ترا هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من که از شمع ضمیر است اینکه نوری در جبین دارم |
| دید و بازدید |
|
آخرشه سیاست از زبونه یه دوست یه استاد با مرام آقایِ وکیل باشیِ بارانی هانی منصوره ومینایه عزیزم NIIT SMART STUDENT کوه خدا نامه هایی برای .. خنده و امید آرشیو پیوندهای روزانه |
| منابع دنیای شیرین |
|
بریدا کیمیاگر با تو حکایتی دگر ورونیکا.... چهار فصل عشق شدن هدیه كنار رود پيدرا نشستم .. دومین مکتوب |