![]() |
![]() |
|
|
|
|
سقراط فیلسوف را که انقلابی حقیقی در اندیشه بشری برانگیخت(و به همین دلیل به مرگ محکوم شد)، همواره مشغول قدم زدن در بازار اصلی شهر میدیدند. یک روز ، یکی از شاگردانش پرسید:استاد،ازشما آموختیم که یک حکیم ، زندگی ساده دارد.شما حتا یک جفت کفش از خود ندارید.سقراط پاسخ داد :درست است. شاگرد ادامه داد:با این حال ، هر روز شما را در بازار شهر ، و در حال تحسین کالاها میبینیم.آیا اجازه میدهید پولی جمع کنیم تا بتوانید چیزی بخرید؟ سقراط پاسخ داد:هر چه را که میخواهم دارم .اما عاشق این هستم که به بازار بروم تا ببینم آِِیا بدون این چیزها همچنان خشنود خواهم ماند؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:28 توسط pht |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیای شیرین م.ص
نامم مریم و نام خانوادگیم صراف ماموری است . متولد تهران و ساکن پایتخت فرهنگی جهان اسلامم . در رشته مهندسی نرم افزار تحصیل میکنم . به انیمیشن سازی علاقه دارم. معرق و مینیاتور کاری بخشی از هستی من ، خبرنگاری استعداد شناخته شده ام ،خاطر مجموع حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی الگوی زندگیم میباشد . در مورد عشق معتقدم : خالق مهربان بندگانشو از سر عشق آفریده . در سیاست سکوت میکنم . در عدالت با قانون جنگل ستیری ندارم . و در مورد طبیعت : هر آنچه زمزمه گر بهار باشد میستایم . امّا ترا هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من که از شمع ضمیر است اینکه نوری در جبین دارم |
| دید و بازدید |
|
آخرشه سیاست از زبونه یه دوست یه استاد با مرام آقایِ وکیل باشیِ بارانی هانی منصوره ومینایه عزیزم NIIT SMART STUDENT کوه خدا نامه هایی برای .. خنده و امید آرشیو پیوندهای روزانه |
| منابع دنیای شیرین |
|
بریدا کیمیاگر با تو حکایتی دگر ورونیکا.... چهار فصل عشق شدن هدیه كنار رود پيدرا نشستم .. دومین مکتوب |