![]() |
![]() |
|
|
|
|
کاریمی آسمان تعریف میکند : دیگو با دریا آشنا نبود .سانتیاگو کوادلوف او را برد تا اقیانوس را کشف کنند .روزها به سوی جنوب سفر کردند .یک روز عصر ، سانتیاگو به دیگو گفت :پشت آن تپه ها ، دریاست . قلب پسرک از هیجان تپید و بی آنکه منتظر کسی بماند ، به میان شن ها دوید و ناگهان در برابر اقیانوس بود. چنان عظیم بود ، چنان درخشان بود که پسرک گنگ ماند . وقتی صدایش را باز یافت ، فریاد زد : چقدر بزرگ است ! کمک ام کن تا نگاهش کنم ! و استاد چنین تفسیر میکند : همانطور که هیچ کس نمیتواند به ما کمک کند تا اقیانوس را بنگریم ، نمیتوانیم از چشمهای هیچ کس برای فهمیدن و تمییز آنچه بر ما رخ میدهد یاری بجوییم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:11 توسط pht |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دنیای شیرین م.ص
نامم مریم و نام خانوادگیم صراف ماموری است . متولد تهران و ساکن پایتخت فرهنگی جهان اسلامم . در رشته مهندسی نرم افزار تحصیل میکنم . به انیمیشن سازی علاقه دارم. معرق و مینیاتور کاری بخشی از هستی من ، خبرنگاری استعداد شناخته شده ام ،خاطر مجموع حافظ زلف پریشانم و شیخ بهایی الگوی زندگیم میباشد . در مورد عشق معتقدم : خالق مهربان بندگانشو از سر عشق آفریده . در سیاست سکوت میکنم . در عدالت با قانون جنگل ستیری ندارم . و در مورد طبیعت : هر آنچه زمزمه گر بهار باشد میستایم . امّا ترا هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من که از شمع ضمیر است اینکه نوری در جبین دارم |
| دید و بازدید |
|
آخرشه سیاست از زبونه یه دوست یه استاد با مرام آقایِ وکیل باشیِ بارانی هانی منصوره ومینایه عزیزم NIIT SMART STUDENT کوه خدا نامه هایی برای .. خنده و امید آرشیو پیوندهای روزانه |
| منابع دنیای شیرین |
|
بریدا کیمیاگر با تو حکایتی دگر ورونیکا.... چهار فصل عشق شدن هدیه كنار رود پيدرا نشستم .. دومین مکتوب |